تبليغاتX
Heart Writings

Heart Writings

in side my shell

اي كيو خود را بسنجيد

http://www.iqtest.dk/main.swf

+گاه نگارش پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت17:51توسط M.S | |

 

تست تمركز..........جالبه شمام امتحانش كنيد

 

http://www.sare.ir/ConcentrationTest.htm

+گاه نگارش سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت21:33توسط M.S | |

  


بهترين خبر خوش همين است كه هستي




 

 

 

کارمای نیک

 

این مطلب، نوشته ای کوتاه و در عین حال جذاب است.. بخوانید و سرخوش گردید. مطالبی است که دالایی لاما برای سال 2008 افاده کرده است. خواندن و اندیشیدن در آن بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی گیرد. این پیام را وانگذار. منترا باید حد اکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتیٰ اگر شما اصلا خرافاتی نباشید و به این حرفها دل ندهید

 

1- به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند.

2 ـ  وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3 ـ  این سه میم را از همواره دنبال کن:

3 ـ1 ـ محبت و احترام به خود را

3 ـ2 ـ محبت به همگان را

3 ـ3 ـ و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای

4 ـ به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.

5 ـ اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.

6 ـ به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7 ـ وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفت آن خطا بردار.

8 ـ بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

9 ـ  چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها واننه.

10 ـ به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11 ـ شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی...

12 ـ زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

13 ـ در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر.

14 ـ دانش خود را با دیگران در میان گذار... این تنها راه جاودانگی است.

15 ـ با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.

16 ـ سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

17 ـ بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

18 ـ وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای.

19 ـ در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

اگر می خواهی زندگیت عوض شود، این منترا را به حداقل 5 نفر برسان.

0ـ4 نفر: زندگیت به مرور بهتر خواهد شد.

5ـ9 نفر: زندگیت آن سان وفق مراد توست، خواهد گشت.

10ـ14 نفر: شما حد اقل سه خبر خوش غیر منتظره در 3 هفتۀ آینده خواهید شنید.

15 نفر و بیشتر: زندگی شما به نحوی زیاد و غیر قابل انتظار دگرگون خواهد شد و کارها همه آن سان که دوست می داری خواهد شد

+گاه نگارش یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت2:48توسط M.S | |

تو به من نزديكي                    مثل بودن به نفس

مثل روياي پريدن                   به پرنده، تو قفس

به تو نزديك ترم                    حتي ازپيرهن تو

همه ي هوا رو ميخوام             واسه بوييدن تو

تو رو حس ميكنم از دور        مثل يك حضور ملموس

مثل تاب شالي ازمه               گردن جنگل چالوس

 

               تو به من نزديكي 

                          تو به من نزديكي

              تو به من نزديكي  

                          تو به من نزديكي

 

     مرهم دستاي موجي               رو تن زخمي ماسه

     مثل نقش يه تبسم                   تو يه ديدار خلاصه

 

     مثل پژواك يه نعره                توي اين سكوت مفرط

     تو يه آغاز دوباره                  وقتي ميرسم ته خط

     تو رو حس ميكنم از دور        مثل يك حضور ملموس

     مثل تاب شالي ازمه           گردن جنگل چالوس

 

                  من به تو نزديكم    

                             من به تو نزديكم

                                      من به تو نزديكم   

                                              من به تو نزديكم

+گاه نگارش جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت0:49توسط M.S | |

چگونه مي توانم انكار كنم!

روحم غلط مي خورد

ارام ارام

در ژرفناي سكوتي تلخ

از جاذبه فرار ميكند

انگاه كه  اشكهايت قرمزي لبانت را

تطهير ميكند...

م.س


+گاه نگارش دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت0:58توسط M.S | |

چگونه می توانم روحم را در خودم نگه دارم
تا روح تو را لمس نکند؟
چگونه می توانم آن را چنان بالا بکشم، دور از تو، تا چیزهای دیگر؟
می خواهم پناهش دهم، میان اشیای گمشده ی دور
در جاهای تاریک و خاموش
تا به پژواک اعماق تو نلرزد
حالا هر چیزی که ما را لمس می کند، تو را و مرا،
مثل آرشه ی ویولنی با هم می گیردمان
و از دو زه جداافتاده، یک صدا بیرون می آورد
از دل کدام ساز منتشر می شویم؟
و کدام نوازنده، ما را در دستهایش گرفته است؟
آه، شیرین ترین آواز.

+گاه نگارش دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت0:39توسط M.S | |

تو امده اي

شبيه ان شب باراني

به لمس گونه هاي خيس پنجره ام

كه بي پرواييت را مي شنا سد

تو امده اي!

و سكوت مبهم اين بن بست

بخار مي شود/

باران چقدر با تو خوشرنگ ميزند

م.س

+گاه نگارش دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت0:31توسط M.S | |

شعرى از پابلو نرودا
------------------------------------------------
به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی،اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده ی عادات خود شوی،... اگر همیشه از یک راه تکراری بروی. اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش،و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،و ضربان قلبت را تندتر میکنند، دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی. اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگیت . . . ورای مصلحتاندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری کن

نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

+گاه نگارش یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت17:29توسط M.S | |

 

بهترین بازیگر نقش اول مرد

 


ادامه مطلب

+گاه نگارش یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت2:18توسط M.S | |

ماجرای غریب بنجامین باتن
ادامه مطلب

+گاه نگارش یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت1:59توسط M.S | |

شنهاي ثانيه

قطره‏‏قطره‏‏ها‏ي دقيقه

آوار سنگلاخ ساعت …

بي پلكان و پنجره

با رواندازي از روياها و ياد تو

تنهاتر از هميشه

پير ‏مي‏شوم …

+گاه نگارش جمعه چهارم بهمن 1387ساعت2:36توسط M.S | |



موهاتو بريز رو شونه

بذارتـوي باد رها شه
وقتي عصرا خون خورشيد
روي مزرعـه ميپاشـــه
چشماتــــو ببند و حس كن
بوسه ي سـرد نسـيمو
كــاش ميشد بـارون گيست
بشـوره دل واپسيـــمو
با يه رقص ساده ، بشكـن
موج اقيا نـــــوس زردۥ
جون بده با يه نــوازش
تن خوشه هــــاي سـردۥ
ميشه با عطر حضــورت
دل بريد از همـــــه مردم
منو (هم گريه )بغـــــل كن
(( دختـــر دريــاي گندم))
كــــه تو آغوش تو ميشه
جون گرفت و تازه تر شد
از تـب مخمــل لبهــــــات
با يه بوسه شعله ور شد
رگ سبز زير چشمات
جــــاده ي سبز شمــــاله
راه پر پيــچ رسيــــدن
به يه دريــاي زلالـــــــه
ميشه با عطر حضورت
دل بريد از همـــــه مردم
منو هم گريه بغـــــل كن
(( دختـــر دريــاي گندم))

***************************************
*************
شاید جالب باشه که بدونين من با این ترانه ۵ ماه زندگی کردم تا متولد شد
اين عكس باعث
كه اين ترانه شكل بگيره..اين عكسو از يه دوست قرض گرفتم.جالبه نه؟

+گاه نگارش جمعه چهارم بهمن 1387ساعت1:29توسط M.S | |


دلگیرم ای همپنجره

از این سکوتِ شیشه ای

از این تجسم سقوط

از این من کلیشه ای

 

از عمق خيس آينه

از گريه هاي بي ثمر

دلم گرفته همسفر

منو به قصه ها ببر

 

بینِِِِِِِِِِ منو نگاه تو

ببین فقط یه پنجره است

اگر چه بین دستامون

هزار تا کوچه فاصله است

 

خاتونِ گریه پوش ِشب

مرز سکوت رو بشکن

گلایه هاتو بنویس

رو قاب تنهایی من

 

خیره نشو به آیـنـــــه

حرفی بزن هم قفســم

به من که از تو زنده ام

به من که دل واپستم

 

فرقي نداره واسا شب

كي پشت پلك پنجره است

تداوم هق هق تو

بريدن يه حنجره است

 

دلگیرم ای همپنجره

از این سکوتِ شیشه ای

از این تجسم سقوط

از این من کلیشه ای

 

نذار شب دشنه به دست

کوچه مونو قرق کنه

پروانه ی پیله شکن

دلش بگیره دق کنه

 

تو گوش این آدمکا

اسم شب صدا بزن

به این سکوت لعنتی

بیا و پشت پا بزن!

 

بینِِِِِِِِِِ منو نگاه تو

ببین فقط یه پنجره است

اگر چه بین دستامون

هزار تا کوچه فاصله است




+گاه نگارش جمعه چهارم بهمن 1387ساعت1:1توسط M.S | |

در سرزمين قد كوتاهان

معيارهاي سنجش

هميشه برمدار صفر سفر كرده است

چرا توقف كنم؟

....

مرا تبار خوني گلها به زيستن متعهد كرده است!!!!

تبار خوني گلها

ميدانيد؟!َ

+گاه نگارش سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت2:39توسط M.S | |

اقيانوس اقیا نوس عظمت ديگه اي داره

خصوصا اگه بتوني يه جزيره پيدا كني كه خارج از هياهوي ادما

بشيني و فكر كني و فكر كني و فكر كني و بنويسي

يادش بخير

+گاه نگارش یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت15:22توسط M.S | |

اينم يه تست جالب براي حافظه كوتاه مدت

امتحان كنيد!

http://neutralx0.net/home/mini04.html

+گاه نگارش شنبه چهاردهم دی 1387ساعت4:30توسط M.S | |

شعر طنز

سلام آقا محمد با ارادت                             و عرض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت                            نوشتم نامه تا گیرم سراغت
نوشتم نامه ای با عشق و امید                   اگر خطم بده لطفاً ببخشید


ادامه مطلب

+گاه نگارش پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت2:56توسط M.S | |

If you go away on this summer day

,


ادامه مطلب

+گاه نگارش یکشنبه سوم آذر 1387ساعت10:48توسط M.S | |

Once upon a time, there was a tavern
Where we used to raise a glass or two
Remember how we laughed away the hours,
Think of all the great things we would do 

ادامه مطلب

+گاه نگارش چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت0:1توسط M.S | |

A sad man in your eye  
ادامه مطلب

+گاه نگارش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت14:20توسط M.S | |